آمار سایت

تعداد مطالب : 16
تعداد نظرات : 12173
بازدید امروز : 1431
بازدید دیروز : 2434
بازدید این هفته : 8491
بازدید این ماه : 35646
کل بازدیدها : 468558
خروجی فید امروز : 2
ورودی گوگل امروز : 0
میانگین ارسال روزانه : 0.01
میانگین نظرات روزانه : 6.03
افراد آنلاین : 7 نفر
تبادل لینک با 1 سایت
زمان لود صفحه : 0٫139 ثانیه

عهدنامه یا مشارطه صبح و شب

عهدنامه هرروز صبح:

“الهی روزم را با نام و یاد و یاری از تو وفقط در راه دین تو و برای تو که تمام هستی از توست شروع میکنم !!
ای نفس امروز هم مانند گذشته ات خواهد گذشت و ممکن است روز آخر تو باشد و هرگز هم برنخواهدگشت!!
پس همانگونه که اوجهان هماهنگ ومناسب را برای تو و تو را حکیمانه وعاشقانه آفرید وحفظ کرد و روزی داد!
دراین مهلت کوتاه،عاقلانه و خالصانه وعاشقانه عمل کن تا روحت از دنیای فانی و پرفریب وگرفتاری رها شده و به عالم پاک و زیبا و پرسرور ولذت وبینهایت اومشرف شود!!
باتوکل به او و برای شکر و رضای آن کریم امروز محکمتر و مردانه تر بندگی کرده و به وسوسه های نفس وشیاطین نه خواهم گفت”
(در طول روز باید همراه هر خیری شکر و اخلاص و بعد هر غفلتی استغفار باشدو مرور این عهد)

عهدنامه هرشب بعد از محاسبه ی حالات و اعمال روز:

“الهی از اینکه امروز یادت را الهامم فرمودی شاکرم و بخاطر لحظاتی که از یاد و بندگیت خارج شدم آمرزش می طلبم!
کمکم فرما فردا بهتر از امروز باشم!
ای نفس دیدی فقط لحظاتی که غرق در بندگی او بودی برایت رهایی و سرور و بهشت هدیه نمود!
و ساعات غفلتت فقط باعث دوری و پشیمانی شد!
پس فردا بکوش تمام لحظاتت عطر بندگی او را داشته باشد!!
انشاءالله فردا بهتراز امروز در فضای زیبای اطاعتش پرواز خواهم داشت!
(بعد خواندن سوره حشر و با وضو و ذکر خوابیدن)

نکات و تذکرات:

۱_در شبانه روز باید خود را تحت برنامه بدانیم.
۲_ اصل برنامه مراقبت از دل است.
یعنی سر راه دل نشستن و غیر خدا را راه ندادن!
۳- هرگاه خطایی رخ داد فورا استغفار کرده و مسیر را ادامه دهید چون شیطان تلقین منفی میکند تا انسان ناامید شود!
۴- همیشه حسن ظن به خدا داشته و نگاه مهربان او را بر وجود خود مخصوصا در نماز احساس کنید.
۵- ممکن است حال خوش و سبکی به شما دست دهد یا خواب خوبی ببینید به هیچ وجه نه مغرور شوید نه تعریف کنید نه حالت سستی پیدا کنید!
۶- در ابتدا راه در معرض امتحانات زیادی قرار میگیرید یا چون در راه قرار گرفته اید موانع به چشم میآید! پس باید توکل به خدا کنید و مردانه فقط بندگی داشته باشید تا در امتحان پیروز باشید!
و الا شکست های پی در پی انسان را سست و دور میکند!
۷- هرگز بدون اجازه ذکر و عمل سنگین برای خود قرار ندهید چون باعث خستگی و زدگی و گاه صدمات روحی میشود!
۸- سعی کنید همیشه باوضو باشید و بعداز هر وضو دورکعت نماز و دعا داشته باشید.
۹- پیشنهادات برای غذا و تقویت روح:
سعی کنید هرروز مقداری قرائت قرآن (ترجیحا صبح و ظهر و شب) داشته باشید.
دعا و زیارت روز – ذکر قبل از طلوع و غروب – سوره یس صبحها با توجه – یازده قل هو. الله – صد صلوات و استغفار و لاإله إلا الله – نماز اول وقت – تعقیبات نماز مخصوصا تعقیب نماز صبح که هفتاد یا فتاح دارد –
هر روز بین الطلوعین با توجه به نگاه مهر او و خالی از هر فکری ده یا پانزده دقیقه:
یا حی یا قیوم یا من لااله الا انت
– در سجده با همان توجه صد مرتبه ذکر یونسیه ( لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین)
– دعای عهد صبح ها – مناجات خمس عشر أمام سجاد مخصوصا مناجات اول و دوم – نماز توبه روز یکشنبه ماه ذی‌القعده (لااقل یک نماز و بهتراست در اولین یکشنبه هرماه تکرار شود)
۱۰- واجبات باید سروقت انجام شود. ولی مستحبات هرچه توان و حال هست انجام شود
البته بهتراست اگر ذکری شروع شد منظم باشد تا به نتیجه برسد
۱۱- توبه با رعایت شرایطش مانند پشیمانی و تصمیم برترک گناه و ادای حق الله و حق الناس
۱۲- مشکلی پیش آمد سوال کنید تا به خطا نروید
۱۳ – اطاعت و خشنودی والدین و مدارا و گذشت و احسان به مردم و توجه نکردن به مسخره کردن و مجالس لهو
۱۴- توسل و توجه به اهل بیت مخصوصا وجود نازنین امام حسین علیه السلام با زیارت عاشورا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
ان شاءالله با دور ریختن تمام دنیا و آرزوهای فانی مردانه مراقبت داشته باش تا روح و صفای معنوی دایمی در شما دمیده و احساس آزادی و صفا و آرامش وجودت را فراگیرد!
چون از هزاران خدای دروغین و مضطرب کننده آزاد و به دامان خالق مهربان پناه برده ای

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیک
ساعت ها عمر در گناه و بیهودگی گذراندیم،
قبل از آنکه ساعت آخر برسد!!
لحظاتی هم در این دفتر، پروازی داشته باشیم؛
تا بدانیم از کجاییم؟! و ما را به کجا خواهند برد؟!
و راه نجات و خوشبختی واقعی چیست؟!
و کمال انسان از چه راهی محقق می گردد!

هدف از تأسیس این پایگاه:
۱-     نبود استاد کافی نسبت به خیل مشتاقان راه حق
و دفتری که مطالب اخلاقی سنگین و پراکنده را،
مطابق حال و هوای روز شکل و برنامه دهد.
۲- پاسخگویی به تمامی مشکلات جسمی و روحی
و مادی و معنوی زندگی و سیر و سلوک الی الله؛ با توجه به تغییرات و جو روز.
(البته هرجا که نیاز شد، از اساتید به مقصد رسیده، مانند:
وجود گرامی حضرت علامه حسن زاده آملی دام ظله استفاده می شود.)
۳- به روز رسانی ویروس کش ویروس راه سعادت بشر در مقابله با هجوم های جدید و ناجوانمرانه دشمن
که با تمام امکانات جدید، ارزان، شهوت انگیز و لذت بخش به دین و ایمان مردم،
مخصوصاً جوانان و نوجوانان حمله ور شده و روح و ایمان آنها را نابود می کنند.
۴- مبارزه با مکاتب و عرفان های دروغین
۵- آگاه کردن آنان که در امر سیر و سلوک دچار افراط و تفریط
و در نتیجه باعث سقوط و بیماری روحی و جسمی خود می شوند.
۶- دعوت اهالی تمام مکاتب و ادیان و مذاهب
به تفکر و انتخاب بدون تعصب مکتب حق
و بالاخره این دفتر را ابتدا برای عمل کردن خود گشوده ایم؛
و سپس برای هرکس که خواهان سعادت و خوشبختی ابدی است.
و هرکس که توبه و گناه مکرر و حریف گناه نشدن خسته اش نموده؛
و هرکس که گرفتار بلاها و مشکلات است و دنبال نجات می گردد.
تمامی این موارد ما را بر آن داشت که به وظیفه عظیم امر به معروف و نهی از منکر عمل کنیم.
ان شاءالله بتوانیم به احسن وجه باعث ساخته شدن سربازانی فداکار برای نور چشم و دلمان،
مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و رضایت و حمایت آن عزیز را داشته باشیم. و در قیامت شرمنده ی ولایت و رهبر معظم و شهداء و ایثارگران از جان گذشته نشویم.! آنان که برای نجات دین و ناموس و کشور از دست مفسدان عالم از هستی خود گذشتند و درس فداکاری و ایثار و جوانمردی به ما دادند. از خدا می خواهیم که غافلان ما از مسئول و غیر مسئول را بیدار و هدایت نماید تا همه در مسیر آن عاشقان پرکشیده حرکت کرده و خود و کشور خود و در نهایت در جمع یاران حضرت، جهان را از شر شیاطین جنی و انسی نجات بخشیم.
خصوصیات این دفترچه:
سعی شده مطابق با فرهنگ قرآن مجید و دستورات اولیاء واصل الی الله،
برنامه ای جامع و مانع، و مناسب زمان حاضر، به تمامی کسانی که خواهان رهنما بوده،
و در پی دستورالعملی حق و مناسب حالشان هستند؛ معرفی شود.
این دفتر بیشتر سعی دارد به شناخت حق و توبه ی نصوح
و مراقبت در گذر از عالم کثرت بپردازد.
اگر کسی صادقانه و مجاهدانه و عاشقانه از منزل دنیا عبور کند؛
باز استاد العرفاء و عین الله الناظره و پدر مهربان عالم
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هادی او خواهد بود.
و ما هم تا آنجا که در توانمان باشد، رهنما خواهیم بود.
شما هم اگر نظری دارید برای همان هدف والا و مقدس یار باشید.
و همه یکدیگر را یاری و دعا کنیم چراکه: انا لله و انا الیه راجعون

فهرست فعلی مطالب:
صفحه اول:
۱- مقدمه
۲- چند ذکر مفید
۳- کیستی انسان و مقصد او؟
۴- سئوالات مربوط به بحث قبل
۵- یک نشانه از وجود خالق و تکلیف
صفحه دوم:
۱- حدیث نفس یا هشدار به دل ۱
۲- حدیث نفس یا هشدار به دل۲
۳- حدیث نفس یا هشدار به دل۳
۴- احادیث
۵- جملات حکیمانه حضرت علامه حسن زاده
صفحه سوم
۱- شروع و حرکت از کجا و چگونه؟
۲- شاه کلید موفقیت
۳- سخن خالق با ما
۴- مناجات نامه – قطره و دریا
۵- اشعار

ادامه مطلب »

چند ذکر مفید

۱- رئیس «محدثین شیعه» ، مرحوم صدوق، در کتاب ارزشمند «خصال» از رئیس مذهب شیعه
امام صادق علیه السلام چنین نقل کرده است:
از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند،
تعجب می کنم، که چرا به چهار چیز پناه نمی برند:
(اول) آنکه از ترس می نالد،
چرا به این کلام خداوند عزوجل پناه نمی بردکه فرموده است:
«حسبنا الله و نعم الوکیل؛ (آل عمران، آیه ی ۱۷۳)
یعنی:
[لطف و یاری] خدا برای ما بس است و چه خوب وکیلی است ! »
زیرا خدای جل جلاله به دنبال این آیه فرموده است:
«آنان که چنین گفتند، با پیروزی و سرافرازی، بی آنکه اندکی بدی به آنها برسد، از جهاد برگشتند» .
(دوم) درشگفتم از کسی که از غم در هراس است،
چرا به دعای یونس (ع) پناه نمی برد، آنجا که خداوند عزوجل از قول او فرمود:
«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین؛(سوره ی انبیاء آیه ی ۸۷)
یعنی:جز تو خدایی نیست، تو از هر عیبی منزهی. به راستی که من از ستمکاران بودم»
زیرا خداوند، به دنبال این آیه فرموده است:
«یونس این گونه به خدا پناه برد، ما او را از غم رهایی دادیم
و این گونه، مؤمنین را از غم نجات می دهیم» .
(سوم) درتعجبم ازشخصی که درباره اش مکر وحیله شده ا ست،
چرا به این گفتار خداوندپناه نمی بردکه فرمود:
«و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد(سوره مؤمن، آیه۴۴)
یعنی:
کارخود را به خدا واگذار می کنم، بی شک او نسبت به بندگان بیناست» .
زیرا خداوند درباره ی گوینده این سخن فرمود: «فوقاه الله سیئات ما مکروا؛ »
یعنی:
خداوند از بدی هایی که درباره اش اندیشیده بودند، او را نگه داشت .
(چهارم) و در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را می خواهد
چرا پناه نمی برد به آیه ی «ما شاء الله لا قوه الا بالله» . (سوره ی کهف، آیه ی ۳۹)
یعنی:
«هر چه خدا خواست و نیرویی نیست جز از سوی خداوند» .
زیرا خداوند از قول شخصی مؤمنی که درحال «مناظره» با رفیق ناسپاس خود بود،
می فرماید: «چرا وقتی داخل باغت شدی، این جمله «ما شاء الله لا قوه الا بالله» را نگفتی؛
اگر می بینی من مال و فرزندکمتری دارم،
پس، امیدوارم که خداوند بهتر از باغ تو را نصیبم کند: و امیدش به تحقق پیوست؛ !!!
پی نوشت ها:۱٫ الخصال، مرحوم صدوق، ص ۲۱۸٫
منبع:کتاب بشارت   نویسنده:سید محمد باقر طباطبایی

۱- جهت پاک شدن نفس از رذائل و شناخت الله: منقول
روزی ۱۷۰ مرتبه ذکر "یا قدّوس"
۲- جهت کاهش غم و اندوه و رفع ۷۰ نوع بلا: نقل از آیت الله کشمیری
روزی ۱۰۰ مرتبه "لا حول و لا قوه الا بالله"
۳-    جهت انبساط سینه و رفع دلتنگی و غم:  نقل از آیت الله کشمیری از آقاسیدهاشم حداد
خواندن سوره ی مبارکه ی انشراح
۴- جهت دفع اضطراب: نقل از علامه طباطبایی
مرحوم حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ صدرالدین حایری گفت:
در زندان بودم .میخواستم بخوابم که قضیه ای پیش امد و باعث اضطراب من شد.
ناگهان دیدم که علامه طباطبایی حاضر شد و به من فرمود:
دست روی قلب خود بگذار و آیه ی نور (سوره ی نور آیه ی ۳۵)را بخوان!
من متوجه خودم شدم و ایه ی نور را خواندم؛
آنگاه قلبم آرام گرفت و دیدم که کسی آنجا نیست!
((کتاب روزنه هایی از عالم غیب,سید محسن خرازی,ص۲۱۱)
۵- جهت پیدا کردن آرامش و صبر در برابر مشکلات:منقول
روزی ۸۸ مرتبه "یا حلیم"
۶- جهت از بین رفتن غم: نقل از حاج اسماعیل دولابی
((اِنّا لله و انّا اِلیهِ راجِعون))مثل اسم عبور است ,همه ی غم ها را باطل میکند
و همه ی راهبندانهای به سوی خدا را باز میکند
۷- برای دوری از ریا: نقل از حضرت آیت الله بهجت
زیاد گفتن "لا حول و لا قوه الا بالله"
۸- جهت درمان عصبانیت: نقل از حضرت آیت الله بهجت
با عقیده ی کامل زیاد صلوات بفرستید.
"اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم"
۹- جهت از بین رفتن عصبانیت: نقل از سید علی آقای قاضی
ذکر شریف "لا اله الّا الله"

منبع:کتاب ذکر های شگفت عارفان
ادامه مطلب »

کیستی انسان و مقصد او

ای انسان هر که هستی ؛

دارای هر مکتب و مقامی که هستی ؛ ؛

از نظر خود؛

خوشبخت یا بدبخت ؛

گرفتار یا آزاد؛ با احساس یا بی احساس

ولی آرزومند کمال و سعادت همیشگی؛

خواهان لذات ابدی؛ که هر روز نوتر و تمام نشدنی باشد؛

خواهان زندگی جاوید و ……………

سئوال اینجاست

که چرا انسان به خاطر رسیدن به این آرزوهای والا،

هر چه که تلاش می کند

و از جان و عمر و زندگی سرمایه می گذارد؛

و به هر دری که می زند و از هر مال و لذتی که بتواند می برد؛

ولی نه به همه ی آرزوها می رسد!

نه دلش سیر و آرام می شود!

و دوباره دنبال بهتر و جدیدتر می گردد؛!

و باز بجای آرامش و احساس کمال و خوشبختی،

اسیر هزاران هوا و هوس و حرص و بلا شده؛

هر روز افسرده ‏تر و دل مرده‎ خود را نزدیکتر به مرگ و نیستی

و کم توان‎تر احساس می کند؟!!!!

راستی؛؛؛

چرا در این نظام پیچیده و هدفمند و زیبا،

تا زندگی رو به سر و سامان می رود،

چنگال بلاها و مرگ دامن گیر انسان می شود؟! ! !

چرا انسان اینقدر احساس بدبختی و خسارت می کند؟

چرا جهان، پر از جنگ و ناامنی و فقر است؟

جایگاه و هدف و راه نجات انسان در این جهان چیست؟

چرا عده ای کم، به ظاهر خوشبختند؛

ولی اکثر مردم به ظاهر بدبخت هستند؟

 

جواب :

چون نظام هستی را یک خدا، با یک هدف آفریده؛

و همه بسوی او در حرکت هستند؛

حال اگر انسان مختار،

که معجونی از ذات های فرشته و حیوان است؛

با بندگی خالقش در مسیر آن نظام گام برداشت؛

تمام هستی را زیبا و پشتیبان خود می بیند .

مانند کسی که در مسیر رودخانه شنا می کند.

این انسان مقامش از ملائکه هم بالاتر میرود.

و اگر کسی در مسیر خواهش های دل حرکت کرد،

تمام خلقت را ضد خود دیده و دنیا و آخرتش را جهنم می کند!

و مقامش از حیوانات هم پست تر می شود.!!!

آری؛ اگر براستی در مسیر حق باشیم ! ! !

تمام عالم امکان را هماهنگ و معاون خود خواهیم یافت؛ ؛ ؛

همه چیز را زیبا و منظم، در جای خود خواهیم دید ! !.

آنگاه که دل، مقصد بینهایت بالا و نورانی خود را یافت؛

آنگاه که فقط عزیز دل و خالق فطرت، مهمان دل شد؛

انسان با لذت یاد الله، انس گرفته،

و از آنچه دیگران دل به آن خوش کرده ‏اند بریده خواهد شد.

قلب خالی از هر گونه کینه و آلودگی گناه شده،

و فقط جایگاه محبت او می شود. !! ؛ ؛

دیگر نه به تعریف مردم دل خوش دارد؛

و نه از بدگوئی آنان هراس!!

نه غمی از گذشته به دل می ماند، و نه ترسی از آینده!!

بهترین خدمتگذار به خود و خلق الله شده؛

و با شور و اشتیاق وظائف خود را انجام داده؛

و پاداش کامل می برد.

و در نهایت مانند بردگان دنیا، با دست خالی و حسرتی بزرگ

و توشه ی عذابی دردناک دنیا را ترک نخواهد کرد؛

بلکه با روحی بلند و نورانی و سعادتمند،

راهی بهشت جاودان خواهد گشت؛؛؛

ادامه مطلب »

سئوالات مربوطه به بحث قبل

۱- آیا دین افیون است؟
شیاطین جنی و انسی و جاهلان،
برای رسیدن به اهداف شوم و شهوانی خود
با استناد به دنیا پرستی و فساد چند مدعی دین،
تمام ادیان و پیامبران الهی را فریبکار معرفی کردند؛
و در مورد صفا و وفا و از خودگذشتگی و راستی
پیامبران و پیروان حقیقی آنها و فساد و چپاول پادشاهان
و حکومت های ضد دین، خود را به فراموشی زدند.
و حال آنکه او برای معرفی خود و هدفش و هدایت مردم،
باید رسولان را می فرستاد؛ و راه نجات را معرفی می فرمود.
۲- چرا دین مزاحم آزادی است؟
اولا دین نه تنها مزاحم آزادی نیست بلکه مروج آن هم هست.!
آزادی در پذیرش دین (لااکراه فی الدین) .
(مگر آنکه معلوم شود کسی با انتخاب و ترک دین،
می خواهد دین را مسخره و سست جلوه دهد.)
آزادی شخص از هزاران، قید و بند شیطانی و مادی
و تنها زیر چتر و بندگی خالق مهربان رفتن!! و سعادت ابدی
و آزادی جامعه از ظلم و فساد تبه کاران
ثانیا در هر حکومتی قوانینی وجود دارد که
هر نوع آزادی را مجاز نمی داند.
و اصولا دنیا محل آزمون و تحمل سختی
برای رسیدن به آن هدف والا است.
دین همچون ماشینی است که عده ای را
به سوی ضیافت در کاخ شاه می برد؛
که اگر کسی به بهانه ی خستگی و تنگی جا
پیاده شود؛ نه تنها به کاخ نمی رسد؛
بلکه طعمه ی درندگان کنار جاده می شود.!!!
۳- یکی از روشن ترین استدلال های اثبات وجود خدا
و هدف او چیست؟
هر کسی در حد درک خودش، باید جستجو و تحقیق کند .
کسی ممکن است از یک چرخ ر یسندگی
به ناظم و نظم و هدفمندی جهان پی ببرد .
‎و دیگری با استدلال های پیچیده ی فلسفی؛
بهترین، ‎نورانی ترین، کاملترین و مؤثرترین منبع هدایتگر،
برای همه ی مردم، حتی برای کفار بدون تعصب و لجاجت؛
کلام خالق هستی، یعنی قرآن کریم است.
چون فطرت ساز می داند، چگونه با فطرت سخن بگوید؛
و چه امری مفید دنیا و آخرت انسان است.
یکی از روشن ترین استدلال ها این است که انسان فکر کند؛
همانطور که یک برنامه یا دستگاه ساده،
سازنده و علم و هدفی لازم دارد؛
جهان با این عظمت و پیچیده و منظم هم،
واجب الوجودی دارد!!!
۴- چگونه باید به کمال و مقصد انسانی رسید؟
اگر متوجه شدیم وجود بینهایت ارزشمند ما
برای زندگی در این دنیای زودگذر آفریده نشده!!
بلکه مقصد حق، بسیار بالاتر و بهتر از این دنیاست.
و تصمیم بر حرکت گرفتیم!
چون در جهان، خدا و حق یکی است
پس ابتدا باید مکتب و راه حق را بیابیم و به آن ایمان آورده
و سپس مردانه و دائم به دستورات آن عمل کنیم؛؛؛
برای پذیرش و درک حقیقت ابتداء باید دل را چون دل نوزاد،
‎از تمامی اوهام و عصبیتها خالی کرده و صادقانه و کوشا
حتی اگر یقین داریم که حق با ما است؛
با تحقیق و اجتهاد کامل، اعتقاد حق و محکم را پیدا کنیم.
چون ایمان به مکتب باید از روی تحقیق و
شناخت کامل باشد؛ نه کورکورانه و تقلیدی!!
۵- چرا می گویید در جهان حق یکی است؟
اولا چون خدا یکی است و چون او خالق است،
راه نجات مخلوقات را فقط او می داند و بس
(همانطور که دفترچه ی راهنمای یک دستگاه را
فقط باید مهندس آن بنویسد نه جاهل به آن)
ثانیا مگر نمی بینیم که مدعیان حق، از خانواده گرفته تا جهان
چگونه برای اثبات و گرفتن حق خود، بدتر از حیوانات،
‎به هم می پرند و فسادها بپا می کنند. !
و چه زیبا اولیاء الهی آرام و با گذشت هستند؛
مگر در برابر ظلم به مردم!!
۶- چرا برای رسیدن به رشد و کمال انسانی
فقط باید از مکتب حق پیروی کرد؟
شما اگر به جای عمل به دستورات سازنده ی ماشین خود،
از هوا و هوس دلت پیروی کنی حتما خود و وسیله ات را
به خطر نابودی می کشانی!!
و همانطور که، اگر به درختی،
نور، آب و غذای مفید و کامل و سالم نرسد،
نه تنها رشد نکرده و میوه نمی دهد،
بلکه کم کم رو به زردی و خشک شدن می رود؛
همچنین اگر انسان اعتقادات سالم و حق نداشته باشد
رو به تباهی و هلاکت می رود .
و می بینیم که انسان های بی خدا،
چگونه با پیروی از هوا و هوس،
جسم و جان و روان خود و دیگران را
به فساد و هلاکت می کشانند.!!!
۷- چرا اصول دین و مذهب را باید با تحقیق قبول کرد نه با تقلید؟
چون کسی که چشم بسته پی رو دین خانواده و قوم باشد،
اولا معلوم نیست آن دین حق باشد؛
چنانچه بت پرستان علت اعتقاد خود را
بت پرستی پدرانشان میدانستند!!
و ثانیا اگر هم حق باشد؛
هیچگاه عظمت مقصد و مذهب خود را بخوبی درک نکرده
و هر دم به هوائی بوده
و ضرورتی برای عمل به دستورات دینش نخواهد دید؛
و به مقصد نخواهد رسید!!
۸- چرا پیروان برخی ادیان و مذاهب
که ادعای حق بودن می کنند خطا و گناه می کنند؟
اصولا برای یافتن مکتب حق،
عمل نیک یا بد برخی پیروان نمی تواند ملاک باشد؛
چون در هر مکتبی مدعیان دروغین و ناقص وجود دارند؛
بلکه ملاک حقانیت باید:
اولا قوانین آن مکتب باشد که
آیا با فطرت و عقل و منطق مطابقت دارد؟
و ثانیا باید دید دوستان و دشمنان واقعی آن مکتب
از کدام دسته اند:
از نیکان و مظلومانند یا از ظالمان و مستکبران؟
۹- هرکس دوست دارد از پیامبر قوم و نژاد خود پیروی کند؛
چرا می گویید باید از پیامبر قوم دیگر پیروی کرد؟
اولا خالق حکیم و حق یکی است،
و در جواب سئوالات ۲و۳ معلوم شد که فقط خالق،
خیر و شر مخلوق را می داند.
و چه کسی غیر از خالق،
انسان شایسته ی رهبری را می شناسد؟!!!
و چقدر انسان ها در طول تاریخ در انتخابات،
اشتباه انتخاب کرده اند؟!!!
ثانیا اگر هدف و مقصد تمام انسان ها یکی است
و انا لله و انا الیه راجعون هستیم؛
دیگر در این دو روزه ی امتحان دنیا، دعوا بر سر قوم من و تو
و تلف کردن وقت عاقلانه نیست.!!
مثلا اگر در یک کوهنوردی پنج نفر از پنج قوم متفاوت باشند؛
آیا عاقلانه است اینکه
به جای انتخاب داناترین و راه بلدترینشان،
بر سر قومیت رهبر گروه، دعوا کنند؟!!
ادامه مطلب »

یک نشانه از وجود خالق و تکلیف

علامه جعفری در آغوش امام علی (علیه السلام)

متفکر و فیلسوف بزرگ، حضرت علامه محمدتقی جعفری در تابستان ۱۳۷۶ در جمع تعدادی
از اندیشمندان درباره ی مهم‌ترین عامل موفقیت خویش در تحصیل علم
و ترویج معارف نورانی اسلام و موفقیتی که در شرح و تفسیر نهج ‌البلاغه کسب نموده است،
خاطره‌ای تکان‌دهنده و الهام‌بخش نقل فرموده
که برای تمامی مشتاقان سعادت و رستگاری آموزنده و مفید فایده است:

اینجانب توفیقی را که در زمینه ی تحصیل علوم و ترویج مبانی دینی کسب کرده‌ام،
از توجّه ویژه مولای متقیان علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نسبت به خودم دارم.
در سال‌های جوانی و اقامت در نجف اشرف در یک شب گرم تابستان
به دلیل گرمای بیش از اندازه و سختی اقامت در حجره، دعوت مؤمنی را
جهت پیوستن به جمع دوستانی که در خانه آن شخص گرد آمده بودند، پذیرفتم.
در آن جلسه، شخصی که به طنزگویی، مزّاحی و نشاط‌بخشی
در محفل دوستان معروف بود، طبق معمول به شوخی و بذله‌گویی پرداخت و اعلام داشت:
من عکس زیبایِ «زن شایسته» یکی از کشورهای اروپایی را که در روزنامه ها چاپ شده
با خود آورده‌ام تا دوستان حاضر در جلسه ببینند و قضاوت کنند.
آن شخص از دوستان جلسه درخواست کرد بدون تظاهر به دین‌داری و تقدس،
هر کس پس از مشاهده عکس با صراحت و بدون تعارف بگوید که
بین یک لحظه ملاقات و دیدار با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به طور حضوری
و یک عمر ازدواج و زندگی با صاحب این عکس، کدام یک را برمی‌گزیند؟
عکس آن زن را به نوبت به افراد نشان می‌داد
و افراد هم هر کدام به فراخور برداشت و سلیقه ی خود از عکس نظری می‌دادند.!!
معمولاً افراد بیننده اظهار می‌داشتند حضرت امیر (علیه السلام) را
که ان‌شاء‌الله در لحظه ی مرگ و عالم برزخ از نزدیک می‌بینیم؛
اما در این دنیا، زندگی با این زن مفید است!
من پنجمین نفر بودم. وقتی خواست عکس را به من نشان بدهد،
طوفانی در قلبم به وجود آمد. بر خود لرزیدم!
و پیش خود گفتم چه آزمون حساس و بزرگی است!
آیا به راستی سزاوار است لحظه‌ای دیدار با علی‌بن‌ابیطالب (علیه السلام)،
آن بزرگ مرد الهی را با شهوات مبادله کنیم؟!
بدون این‌که عکس را ببینم، از جا برخاستم و جلسه را ترک کردم.
هرچند مورد اعتراض حاضران واقع شدم، اما اعتنایی نکردم!
و خود را با ناراحتی به حجره رساندم. در حجره را باز کردم،
اما به دلیل نامناسب بودن هوا داخل نشدم. روی پله نشستم،
در حالی که سرم را به دیوار تکیه داده بودم، به خواب رفتم.
ناگهان خود را در سالنی نسبتاً بزرگ یافتم که تعدادی از علمای گذشته حضور داشتند
و در صدر جلسه تختی قرار داشت؛
و حضرت مولا علی‌بن‌ابی‌طالب (سلام الله علیه) روی آن تخت نشسته بودند.
قنبر غلام حضرت و مالک‌اشتر و… نیز همراه آن حضرت بودند.
حضرت امیر مرا مورد خطاب قرار داد و به نام به محضر خود فرا خواندند.
با شوق وصف ناپذیری از جا برخاستم. لحظه‌ای خود را در آغوش آن حضرت دیدم.
آن حضرت مرا مورد لطف و محبت قرار دادند.
من نیز امام را با همان خصوصیاتی که در روایات خوانده بودم، دیدم و لذت بردم.
در همین حال بیدار شدم و متوجّه شدم از لحظه ی نشستن در کنار در حجره
تا ملاقات و بیدار شدن چیزی حدود هشت دقیقه طول کشیده است.
با حالتی وصف‌ناپذیر خود را به جلسه آقایان رساندم و دیدم همه سرگرم همان عکس هستند.
به آنان گفتم من نتیجه انتخابم را گرفتم.
از آن لحظه به بعد، این موفقیت‌ها در زندگی علمی نصیبم گشت.!

ادامه مطلب »

حدیث نفس یا هشدار به دل ۱


مشاجع از رسول خدا صلی الله علیه و اله
پرسید : راه شناخت حق چیست ؟
فرمودنــد : شناخت نفس «خود»
پرسید : راه اطاعت حق چیست ؟
فرمودنـد : مخالفت با نفس
پرسید : راه خوشنود کردن حق چیست ؟
فرمودنـد : خشــم بر نفس
پرسید : راه رسیدن به حق چیست ؟
فرمودنـد : جدائی از نفس
پرسید : راه نزدیکی به حق چیست ؟
فرمودنـد : دوری از نفس
پرسید:راه موفقیت در این امور چیست ؟
فرمودنـد : کمک از حق بر علیه نفس

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله:

پیش از آنکه موردحسابرسی قرار بگیریدخود به حساب نفستان برسید
وپیش از آنکه سنجیده شوید خود نفستان را در ترازوی سنجش بگذارید
وبرای آن حسابرسی بزرگ آماده شوید!

عارف بالله حضرت آیه الله شجاعی:
اوامر خداوند برای شکستن نفس است.
هرچه نفس شکسته شود دل زنده می شود.
اول با ترک حرام، بعد با ترک لذتها و تعلقات شکسته می شود.
اگر شعور داشته باشیم هرقدم که روی نفس گذاشتیم آثارش
(که نزدیکی به خدا و صفای روح  است) را فوراً می بینیم؛
کما اینکه اگرشعور داشته باشیم هر اجابتی که به نفس کردیم آثارش
(که دوری از خدا وکدورت وگرفتگی روح واز بین رفتن حالات معنوی است) را آناً می بینیم؛
چون دشمن قوی و حجاب و سیاهی دل زیاد می شود.
اگردیدیدکه درتمام لحظات تابع آفریدگارمهربان خود هستید بدانید شما او را دوست دارید؛
آنوقت است که به عالم محبت قدم گذاشته اید؛ حتماً

حدیث نفس یا هشدار به دل
نصیحت عقل برای نجات جان از خسارت و بدبختی ابدی است.
یادآوری همه یا برخی از این جملات یا جملاتی که
مناسب حال خود می سازی
می تواند سر دو راهی جهنم و بهشت، انسان را یاری کند؛

ای نفس !!!
زشتی و زیبائی، فقر و غنا، بیماری و سلامتی،
کوتاهی و بلندی و اندوه و سرور،
تمام از لوازم امتحان انسانها در این دنیای گذراست؛
پس هیچگاه بخاطر عوامل زودگذر دنیائی
مغرور یا مأیوس مشو!!!
بلکه با اطاعت از حق آن لوازم را
وسیله ی پرواز خود قرار بده!!

ای نفس !!!
چون دنیا فانی است ناچار روزی باید
از تمام علاقه‌مندی‌های دنیائی خود جدا شوی!!!
پس اگر دل به دنیا ببندی همیشه نگران مرگ
و از دست دادنی و در نهایت درجهنم تنهائی دراُفتی!!
و اگر دل به پروردگار همیشه زنده و پاینده بدهی،
به زندگی و لذت و آرامش ابدی دست یابی!!
پس عاقل باش و دل به معدن دائمی تمام
خوبیها و زیبایی ها و لذت ها بده!!

ای نفس !!!
تا در راه حق، قدم نزنی چراغ دلت،
جلوتر را، روشن نخواهد کرد.!
تا مانند ماه بالا نروی، نمی‌توانی از خورشید نور بگیری
و چون اولیاء الهی راه مردم را روشن کنی!!
و تا چون شمع، نسوزی!
نمی‌توانی به مردم نور و حرارت ببخشی!!
و پروانه‎ها دور شمع روشن، می‌گردند.!

ای نفس !!!
اگر به مقام یقین و اطمینان، برسی!
بی‌نهایت ارزشمندتر و بزرگتر از این جهان خواهی گشت.!
چون لیاقت همنشینی با آن باقی و عزیز مطلق را یافته ای؛!
و هنگام رفتن از این دنیا به تو خطاب شود:

یا أیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه إِرْجِعِی إلی رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً
فَادْخُـلِی فِی عِبــَادِی وَأدْخـُلِی جَنَّتِـی (فجر-۲۷)

یعنی:[ای جان به اطمینان رسیده بازگرد بسوی پروردگارت؛
که هم او از تو خوشنود است و هم تو از او!
پس داخل گروه بندگان و داخل بهشت خودم شو ]

ای نفس !!!
آیا عاقلانه است که با لذت زودگذر چند گناه
و توجه به خیالات باطل،باعث تلخی و نکبت و عذاب
زندگی دنیا و آخرت خود ‌شده
و در آخر روح بزرگت، خوار و ذلیل، این خطاب را بشنود؟!!

خُذُُوهُ فَغُلُّوه  ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوه

یعنی:[بگیرید و زنجیرش کنید. سپس به جهنم دراندازیدش]

ای نفس !!!
مانند احمقی مباش، که با اندک سرمایه ی باقیمانده،
بجای حرکت بسوی شهر و دیار خود،
مشغول خودنمائی وخوشگذرانی شد،
تا اینکه سرمایه ی نجات و رسیدن به مقصد اصلی خودرا، تباه کرد.!
ای نفس! ممکن است در دنیا دوباره، به آن احمق، پول قرض بدهند،
ولی عمر و نیروی جوانی هرگز برنمی‌گردد.!!!
و مردود آخرت، چون دانش‌آموز مردود شده در دنیا،
فرصت جبران ندارد.!!!

ای نفس !!!
شهوت رانان، خود در مرداب متعفن کثافات گناه فرو رفته
و دست آلوده ی خود را با ماهواره ها و فیلم ها و ….
دراز کرده؛ تا تو را هم با خود زیر لجن گناه بکشانند؛!!!
مواظب باش روح بزرگ و الهی تو را که امانتی است الهی
آلوده و گرفتار شهوات و محل خروج نجاست های انسان نکنند.!!!
و هنگام هجوم وسوسه ها، پاکی و نورانیت نوجوانان و جوانان
الهی را یاد کن و به خود بگو ای نفس؛ عزیز و پاک باش
و مرتب با أعوذ بالله من الشیطان الرجیم به او پناه ببر!!!

ای نفس !!!
عضو هر دسته که باشی، مؤمن یا ظالم، کاروان نسل تو هم
روزی از این کاروانسرا به مقصد نهائی کوچ خواهدکرد!
و بگونه‏ ای فراموش خواهی شد که گوئی
اصلا روزی، روی زمین نبوده‎ای.!!
پس عاقل و دوراندیش و ژرف نگر باش!
و همانطورکه سرمایه ی دنیائی خود را
که می‌تواند سود آور باشد با عیاشی تمام نمی‌کنی؛
سرمایه ی بی نهایت گران عمر خود را
که بازنگشتنی ‌است با لذت چند گناه تباه مکن
و در این دو روز، بجای تباهی جسم و روح خود،
انسان کامل شو.!!

ای نفس !!!
نیرو و شور و شعور تو رو به نقصان و اتمام است.
و هر لحظه! لحظه امتحان تو
و امروز ممکن است، روز آخر تو باشد.!!!
پس چرا این همه غافلی و آرزوهای دراز داری؟!
این همه امروز و فردا می‌کنی؟!
خوب بنگر و فکرکن! پیرها، پیر از مادر زاده نشده اند!
شتر مرگ، فقط در خانه ی همسایه نمی‌خوابد.!
. . و بزودی نوبت تو هم خواهد شد.!
. . و میلیونها نفر، تاکنون به امید بیدار شدن خوابیدند!
ولی هرگز از خواب بیدار نشدند.!
. . و میلیونها نفر، تاکنون به امید برگشتن،
از خانه خارج شدند!
ولی هرگز برنگشتند.!
. . و برگشت آنها، به خانه‎ای در خاک بود.!
آیا کاروان‎های بشر در حال آمدن و رفتن نیستند؟!
آیا کاروان نسل تو در دنیا همیشگی است؟!

ای نفس !!!
پرنده توان پرواز دارد! تو بالاترین مخلوقی!!
چه کرده‌ای که نه تنها از پرواز ناتوانی؟!
بلکه گمراه تر از حیوان شده‌ای؟!!

ای نفس !!!
به جهان خلقت بنگر!
آیا جهان بسوی هدفی واحد،
با منطق، نظم، زیبائی و آرامش در حرکت نیست؟!
پس چرا انسانی که اشرف مخلوقات است؛
و ادعای شعور و برتری دارد؛
همیشه در جنگ و غم و افسردگی بسر برده
و در پایان زندگی با هزاران آرزوی برآورده نشده و حسرت می رود؟!
آیا عجیب نیست که روان گاوی آرام باشد
ولی تو افسرده و نگران و ناآرام؟
آیا این بخاطر خودخواهی و شهوات و مخالفت
با قوانین خالق حکیم جهان نیست؟
چرا اطفال و طبیعت و دوستان خدا،
زیبا و دوست‌داشتنی و محبوب دلها هستند؟!
آیا به خاطر پاکی آنها از ناپاکی‌ها و خود‌خواهی ‌نیست؟!

ای نفس !!!
لطافت و زیبائی و عطر گلها را دیده‌ای!
تمام زیبائی‌ها برای تو خلق شده‌اند.!
آیا نباید بگونه‌ای عمل کنی که لطیف‌تر،
زیبا‌تر و خوشبوتر از گل شوی؟!
آیا نشانه ی پاکی و راستی و درستی
که دوست داشتن او و دوستان او
و اطاعت از فرمان اوست را داری؟!

ای نفس !!!
بلبل درگلستان، نشاط و آرامش و زیبائی دارد
یا روی نجاست؟ !
آیا علت عدم آرامش روح تو این نیست که در این نظام خلقت
بجای پرواز بسوی گلستان پر روح و ریحان و دائمی حق،
به گناهان آلوده ‏ای؟
آیا برگشت مادر از سفر باعث شادی و دل آرامی است
یا ورود دزدی ناشناس به منزل؟!
آیا علت اضطراب و ناآرامی تو این نیست
که بجای راه دادن صاحب خانه ی اصلی،
صدها نامحرم و دزد را ساکن قلبت کرده ای؟ !!!

ادامه مطلب »

حدیث نفس یا هشدار به دل ۲

ای نفس !!!
با دود، قرص، موسیقی، شکم‌چرانی، شهوترانی و خودخواهی،
نه تنها هیچگاه دل آرام و سیر نمی‌شوی؛!!
بلکه چون خلاف نظام حکیمانه ی خلقت حرکت می‌کنی
هر روز بیمارتر، حریص‌تر، بی‌ادب‌تر و سیاه‌تر می‌گردی!!!
و خود می‌بینی که تمام فسادها و جنگ‌ها در جهان،
بخاطر دوری از بندگی خالق حکیم
و پیروی انسانها از هوی و هوس است.!
پس اگر شفا، غنا، زیبایی و آرامش ابدی می‌خواهی،
تا فرصت هست, با توبه ی نصوح،
مردانه و دائم بسوی او گام بردار!
ای نفس !!!
عمری به دنبال فرمان شیاطین و خواهش دل بودی!
ولی نه تنها به آرامش و اطمینان نرسیدی!
بلکه هر روز بر سیاهی و نگرانی و آلودگی تو افزوده شد.!!
و همیشه یا در هوس لذتی فانی، خوار و ذلیلی!
یا در ترس از جنگ و ناامنی و از دست دادن دنیائی!
یا در آتش خشم و شهوت و حسرت و حسادت
و کمبود و بی‌هویتی می‌سوزی!
پس تو را به خدا قسم می‌دهم؛!
بیا در این چند روزه ی باقی مانده،
جوانمردانه خالق مهربانی را بنده باش!
که هر دم نیاز به عنایات و نعمت‌های او داری!!!
و بیا تا مردار نگشته‎ای عاقلانه عمل کن
و با اخلاص تمام توبه و توسل و مراقبت دائم داشته باش،
تـا تـو را از لجنزار شهوات، نجات داده و به مقصد حقیقی برسانند؛
و آنگاه که مَحرم شدی،
چشم و گوشت را به جهانی بی نهایت زیبا و ابدی باز کرده
و لذت‌ها و گوهرهای جاودانه ای را ‌به تو هدیه خواهند کرد؛
که هیچ عقلی توان درک آنها را ندارد.!!!
و اینجاست که ارزش واقعی خود را در می یابی!
خوشا به احوال آنکس که دل از محبت دنیا تهی کرده
و درفضای نورانی و معطَّر لااله‌الا‌الله پر ‌زده
و با یاد شیرین و فرح بخش و همیشگی او دل آرام است.
آیا او دیگر زمینی است؛ تا دیگر نگران و اسیر و آلوده ی
هزاران بند و رنگ و ننگ دنیایی و دنیا زده ها باشد؟!!!!
ای نفس !!!
به این سخن حکیمانه ی علامه حسن زاده (دام ظله) خوب بیندیش:
اینقدر بدان،که در این سرا نسبت به جهان باقی،
به اندازه ی آنی بلکه کمتر از آنی زنده‎ای،!
و عاقل را اشاره کافیست.!!!
آری این چند روزه ی کوتاه دنیا نسبت به آخرت ابدی
که در آنجا برای هیچ کس نیستی و مرگی نخواهد بود؛
زمانی بحساب نمی آید؛ ولی چون در همین مدت کوتاه،
می توان راه بهشت یا جهنم ابد را انتخاب کرد،
زمانی بینهایت مهم و سرنوشت ساز است.!!!
ای نفس !!!
اینقدر بدان؛ لذات فانی دنیایی نسبت به لذات آخرت باقی،
همچون آب دهان موش است؛ نسبت به دریای بیکران آب پاک و شیرین،
که هر قطره از آن، جدیدتر و لذیذتر از قطره ی دیگر است.!
آری با این همه حوادث هلاک کننده ی آخرالزمان، اگر به پیری هم برسی!!!
بعد از کم کردن زمان ناتوانی کودکی و پیری و ساعات خواب و کار،
فقط چند سال محدودی برای خوشی می ماند.!
و همان چند سال خوشی هم حتی اگر ثروتمند باشی،
با اینهمه گرفتاریها، زهرمار انسان می شود؛!!
چون جسم و روح انسانِ اسیر شهوت و غضب و وهم،
دچار هزاران بیماری روحی و جسمی است.!
ولی انسان الهی علاوه بر بهشت ابد،
دنیایی سراسر نشاط از دوستی با حق داشته
و حتی برای ساعات خواب و خوشیش ثواب می نویسند.!!!
ای نفس !!!
دچار هر گرفتاری که هستی، فقط اطاعت و رضایت از او
غم و گرفتاری تو را برطرف خواهد ساخت؛
چون دنیا محل ماندن و خوشگذرانی نیست!
بلکه گذرگاهی برای امتحان بوده و تمام امور و گرفتاری‎ها حکیمانه است.
ای نفس !!!
چه بنده باشی، چه نباشی؛
چه خوشگذران باشی چه نباشی؛
چه صبور باشی، چه نباشی؛
چه ظاهر بدن و زندگیت عالی باشد چه نباشد؛
نهایتاً همانطور که زمستان تمام می‌شود
و رو سیاهیش به روی ذغال می‌ماند؛
دنیا هم تمام خواهد شد؛ و روسیاهیش به روی گنهکاران؛!
و روی از برف سفیدترش به روی بندگان حضرت حق،
آن باقی کریم و یگانه، خواهد ماند.!
پس مراقب باش؛
با آتش گناه، ذغال منقل عیش نامردان نشوی؛
تا در بهار بتوانی به شکوفه ی سفید و زیبا و ثمربخش بنشینی !!!

ای نفس !!!
هر دلی که دنیائی و زمین گیر باشد؛
چون دنیا فانی است او هم فانی و هلاک است؛!
و هر دلی که نور او را گرفت؛ چون نور و روی زیبای او باقی است؛
صاحب آن دل هم، باقی خواهد ماند؛!!
همچون وجه‌ الحسین علیه السلام
کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَان
و یَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ ذُوالْجَلالِ والإکرام (الرحمن-۲۶)
یعنی: هر چیز دنیایی نابود شدنی است.!!
و فقط ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی می ماند.!!
ای نفس !!!
میلیونها نفر تاکنون با تکبر و غرور و ریاکاری روی زمین راه می‌رفتند!
و هر کاری که می‌خواستند انجام می‌دادند!
ولی الان روحشان در جهنم و یادشان فراموش شده
و بدنهایشان تبدیل به اسکلتی وحشتناک گشته!
و تو صد سال دیگر در چه حالی؟!!!
ای نفس !!!
اگر می‌خواهی همیشه در لذات پی در پی،نو و ابدی، همدم او باشی!
بیا در این مدت کوتاه باقی مانده،!
حماقت را از خود دور و عقل خود را حاکم کن؛
تا عمر و نیروی اهدایی او هدر نرفته!!!
و تو بجای رسیدن به هدف، خائن به خودت و جامعه و او نشوی!
ای نفس !!!
تو این چند روزه را مطیع او باش!
ببین، نه تنها روح و روان و جسمت شاداب
و نورانی و خالی از آلودگی‌ها می‌شود؛!!!
بلکه شیرینی‌هائی به تو می‌چشانند
که هیچ بشر دنیازده، نچشیده و نخواهد چشید.!
و اگر سلمان گونه شدی!
عضوی از اهل بیت علیهم السلام می‌شوی.!!!

حدیث نفس یا هشدار به دل ۳

ای نفس !!!
آیا توان آن داری که حتی برای لحظه‎ای دست بر آتش دنیا گیری!!!
اگر توان نداری چگونه خواهی توانست
بر آتشی صبر کنی که جانها را از درون و بیرون می‌سوزاند.!!!
و راه فراری از آن نیست.!
 
ای نفس !!!
چند روز دیگر سر حال و زنده ‏ای؟
با وجود هزاران خطر، و وجوب شکر منعم،
آیا توبه واقعی واجب نیست؟!
اگر نیست، چرا خالق یکتا برای اهمیت پاکی تو،
در سوره ی شمس ۱۱ قسم یاد فرموده؟!!!
 
ای نفس !!!
استکبار جهانی، حوادث و مرگ، نمی گذارند
همیشه فرصت توبه و خودسازی داشته باشی!!!
پس اگر هنوز اسیر شهوات، حب دنیا،
غضب، اوهام و وسوسه‎هائی، بسیار نگران حال خود باش!!!
چرا که فرصت‌ها بازنگشتنی است.!!!
و هرکس در وادی کثرت و لجنزار گناه گرفتار باشد!!
همیشه در خطر گرفتاری ناگهانی در بلاهای دنیوی و اخروی خواهد بود.!!!
 
ای نفس !!!
صدای پای امید بخش ظهور می‌آید!!
پس خانه ی دل را برای قدوم مبارک
یوسف زهرا علیهما السلام جاروئی بزن!
 
ای نفس !!!
دنیا در حال به پایان رسیدن و به هم ریختن
تمام افلاک و ستاره‎ها است.!!
و تو زودتر به خط پایان، خواهی رسید.!!!
پس ببین وابسته‌ به پوچ‌هائی یا دلبسته به دلدار همیشگی و پایدار،!!
و زندگی برای بی‌خداها چقدر کوتاه و تنگ و تاریک و مأیوس کننده است.!!!
 
ای نفس !!!
اگر دروغگوترین دوست تو خبر دهد،
که عقربی در لباست رفت؛
آیا آنرا بار‎ها جستجو نمی‌کنی؟!
اگر خبرت دهد که غذایت آلوده ‎است؛
از خوردن آن خودداری نمی‌کنی؟!
اگر بگوید در رودخانه طلا دیده؛ جستجو نمی‌کنی؟!
حال آیا بشارت و هشدار هزاران پیامبر،
امام و عالم نیک سیرت و صورت،
نزد تو، به اندازه ی خبر یک دروغگو، ارزش توجه ندارد؟!!
آیا زشت خوئی و زشت روئی و شکست
و تلخی دائمی زندگی بی حیاها و ظالمان،
و زیبائی و نورانیت و پیروزی صالحان،
نشان وجود و حضور حق و حقانیت روز حساب و کتاب نیست؟!!
 
ای نفس !!!
می‌دانی چرا مشغول عیوب دیگرانی و از خود غافل؟
می‌دانی چرا به راحتی به برادران و خواهران دینی خود تهمت می‌زنی؟
و یا برای بردن آبرویشان براحتی آب خوردن، غیبت می‌کنی؟
و یا با رفتن آبرویشان خوشحال می‌شوی؟
در یک کلام! چون خودبین و تهی دستی،
خواهان شکست دیگرانی تا خود بزرگ جِلوِه کنی!!!
ولی! هیهات که در دنیا و آخرت، بزرگ شوی !!!
بدان که تنها دوستی با آن بی‌نیاز مطلق،
انسان را بی‌نیاز و بزرگ و محبوب می‌کند.!!
 
ای نفس !!!
خوب بنگر!! زیبائی، لذت، قدرت، ثروت، مال،
نشاط، جوانی، عمر و هرچه که دنیائی است؛
رو به نقصان و نابودی است.!
و عمیق تر نگاه کن!
آنها که خالصانه و مدام، تحت امر خالق حکیم و کریم جهان،
از نعمتهای او استفاده کرده اند چه جالب و عجیب،
به معدن فنا ناپذیر تمام خوبیها رسیدند؛
و دیگران را حتی در پیری خود، همچون امام راحل رضوان الله تعالی علیه
مبهوت زیبائی، قدرت و دارائی خود کرده اند.!!!
 
ای نفس !!!
«ان الانسان لفی خسر»
پس بیدار و مرد صبر و عمل باش!!
تا در گروه خسارت زده های بیچاره،
دست خالی از عمل و بار سنگین از گناه نمیری!!!
 
ای نفس !!!
اگر واقعاً دنبال لذتی، ببین گاه بعد از حضور در
مکان ها و مجالس مربوط به او و دوستانش،
چه حال زیبا و سبکی به تو دست می‌دهد!
و تازه این قطره‎ای از شیرینی همنشینی با اوست. !!!
و اگر از عذابها و سختی‎ها گریزانی، ببین چگونه بعد از گناه،
لذت زودگذر آن تبدیل به زهر تلخ و وجدان آزار می‌شود.!!!
و تازه این پوسته‎ای از عذابهای دوزخ است. !!!
 
ای نفس !!!
به یقین روزی خواهی مرد !!!!
و باز باران خواهد بارید و غنچه‌ها خواهند شکفت؛!!!
در حالی که تو فراموش شده ی عالمی!!
جوانانی با جهاد، هر روز به خالق و پادشاه عالم نزدیکتر شده
و در سرور بی نهایت سیر می‌کنند.!!!
پس مانند آواره ی هرزه گردی نشوی
که به خاطر تنبلی و خوشگذرانی، خواری ولگردی‌
و بی‌خانمانی دائم ‌را بر لذت و عزت دائم
در کاخ پادشاه ترجیح می‌دهد.!!!
 
ای نفس !!!
خورشید همیشه، در حال طلوع و غروب است؛
و همیشه عده‎ای در حال زاده شدن!
و عده‎ای در حال مردن !
پس از گروهی باش، که با مجاهده و تلاش به خورشید پیوسته
و غروب و تاریکی ندارند.!
 
ای نفس !!!
دنیا پُر است از اخبار دنیائی!
دنیائی که بزودی تمام خواهد شد.!!!
پس تو عاقل باش و مشغول اخبار آخرت ابدی باش
تا بفهمی چگونه ابدیت خود را آباد کنی !!
نکند جاهلانه، طرفدار دوستان یا تیم‎ها و یا حزبهای دنیائی شده
و برای آنها سر و دست بشکنی!
و با شکست آنها خود را در افسردگی بیهوده!
و با پیروزی آنها خود را در شادی بچه‎گانه غرق کنی!
پس مواظب باش در این چند روز باقیمانده از عمرت
بجای محبت باقی و بی نهایت شیرین الله ! !
محبت فانی و مضرِّ دنیا زده‎ها دل تو را اشغال نکند؛
و إلا بدون محبت او، دست خالی،
وارد خانه ی تاریک قبر خواهی شد، همانطور که میلیونها نفر
با دوستی بیهوده ی حزب و تیم مطلوب خود، وقتشان سرآمد؛!!
و الان نه از طالب خبری است و نه از مطلوب!!!!

ای نفس !!!
اگر دل به او ندهی، جهنمی‌ها، دلت را می‌دزدند.!!
و ای قطره اگر خود را به دریای رحمت بیکران او نرسانی
به جای دریا شدن بخار و نابود خواهی شد.!
پس ای نفس من چون راه طولانی است و پرخطر!!
و فرصت کم و جهنم سوزان!! و شکر منعم واجب!!
عاقل و جوانمرد باش و برای شکر نعمت های بیکرانش
و برای نجات خود، از او اطاعت کن!
و به «هَلْ مِن ناصِر»امام حسین و امام زمان علیهما السلام،
با ایمان و عمل صالح لبیک گو!!
و مواظب باش شاکر باشی و بی سرمایه نمیری!!
 
ای نفس !!!
اگر صادقانه قدم در ره گذاری و عمرت تمام شود،
مولا نه تنها تمام گناهانت را می آمرزد؛!
بلکه باقیمانده ی مقامات را به تو عنایت می‌فرماید.!!!
 
ای نفس !!!
آیا تو شیعه‎ای؟ !!!
یعنی آیا تو پیرو اهل بیت علیهم السلام هستی؟!
آیا در زیارات‌ آنها نمی‌خوانی، شهادت می‌دهم،
شما در راه خدا، حق بندگی و جهاد را بجا آوردید؟!
آیا تو ای سرکش و خوشگذران،
یک دم، مجاهده ی خالصانه در پیشگاه پروردگار مهربانت داشته‌ای؟!

ای نفس !!!
چگونه در حضور کودکی حیا کرده و گناه نمی کنی!!
حال که هر لحظه در محضر خدا و دوستان او هستی،!!
ببین چه کاره ‏ای و در چه حالی؟!
 
ای نفس !!!
به خالقت سوگند بیا !!
از اخلاص و مجاهده ی پیامبر و أئمه اطهار علیهم السلام !!!
از مادر پهلو و دل شکسته!!!
از مظلومیت و اخلاص پنج تن علیهم السلام!!
از دستان بریده ی اباالفضل العباس علیه السلام !!!
خجالت بکش و حیا کن !
 
ای نفس !!!
بزودی روزی فراخواهد رسید؛!
که دیگر از نَفَس افتاده و دیگر؛
ای نفس گفتن و عذر فایده‏ ای بحالت ندارد؛!
پس بیدار شو، هشیار شو، و همیشه بنده ی او باش!!!!
تا رستگار ابدی گردی!!!!

ادامه مطلب »

احادیث

علی (ع) فرمودند :
من تورات و انجیل و زبور و فرقان(قرآن) را خواندم
و از هر کدام کلماتی اختیار نمودم.
از تورات : کسی که سکوت کرد نجات یافت .
از انجیل : کسی که قانع شد؛ سیر شد. (و حرص نزد)
از زبور : کسی که شهوات را ترک کرد، از آفات محفوظ ماند.
از فرقان : و هر کس بر خدا توکل کند پس او بس است آن کس را

جابر از امام باقر علیه السلام روایت می کند؛
که حضرت به من فرمود:

ای جابر آیا کسی که نسبت شیعه بودن را به خود می دهد
همین که قائل به دوستی ما اهل بیت باشد کفایتش می کند؟
سوگند به خدا که شیعه ما نیست مگر کسی که
تقوای الهی را پیشه سازد و خدای را اطاعت کند .
و ای جابر شیعیان ما شناخته نمی شوند مگر به
فروتنی و خشوع و امانت داری و کثرت یاد خدا و روزه و نماز
و نیکی به پدر و مادر و رسیدگی به همسایگان تنگدست و رسیدگی به
ناتوانان و قرض‎داران و یتیمان و راستگویی و تلاوت قران
و نگهداری زبان خود درباره مردم مگر در خیرگویی.
و شیعیان باید در همه چیز امین قوم و قبیله خود باشند.!!
تا آنجا که فرمود:
دوست داشتنی ترین بندگان در نزد خداوند عزوجل
آنانند که پرهیز کارتر و عمل کننده‎تر به طاعت خدایند.
ای جابر” سوگند به خدا که ما جز به وسیله طاعت و فرمان برداری از خداوند عز وجل
نمی توانیم به او نزدیک شویم و جواز رهایی از آتش همراه ما نیست!
و هیچ کس حجت و برهانی بر علیه خداوند ندارد .
هر کس مطیع و فرمانبر خداوند باشد او دوست ماست؛
و هر کس نافرمانی خدا را کند !و دشمن ماست؛!!!
و به ولایت و دوستی ما کسی نمی رسد مگر به وسیله ی؛؛؛
عمل شایسته و پارسایی!!!!!

قِیلَ لِلصَّادِقِ (ع) عَلَى مَا ذَا بَنَیْتَ‏ أَمْرَکَ فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَهِ أَشْیَاءَ عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِی لَا یَعْمَلُهُ غَیْرِی فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَیَّ فَاسْتَحْیَیْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِی‏ لَا یَأْکُلُهُ غَیْرِی فَاطْمَأْنَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرِی الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْتُ

از حضرت امام جعفر صادق (ع) پرسیدند : ای فرزند پیغمبر شما کار خودتان را بر چند چیز بنا کرده‏ اید؟ ایشان فرمود: بر چهار چیز

 ۱-فهمیدم که عمل مرا دیگرى انجام نمی دهد. پس به کوشش پرداختم.

 ۲-دانستم که خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت کشیدم.

 ۳ -فهمیدم روزى مرا دیگرى نخواهد خورد آرامش یافتم.

 ۴ -دانستم بالاخره بسوى مرگ می روم به همین جهت آماده آن شدم.

ادامه مطلب »

شروع و حرکت از کجا و چگونه؟

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم
از حِکم  نورانی  حضرت امیر مؤمنان صلوات الله و سلامه علیه
در محضر آیت الله استاد محمد شجاعی مدظله العالی

 

« اِجعَـل هَمَّکَ لِمَعـادِکَ تُصلِـــح »
همّتت را مخصوص معادت قرار بده تا صالح باشی، تا در صلاح باشی.
غررالحکم ج۱ ص۳۶

 

مجموعــا به وجــود خودتــــان خوب دقــت کنید که هــمّ شما بـر چیست؟
هـــمّ و غــــمّ شما در ۲۴ سـاعت چیسـت؟
اگر همّ و غمّتان آخــرت است، امیـد هست و اگر نیست، امیدی نیست.
خوب بررسی کنید و سعـی کنید اشتبـاه نکنید،
نفسِ شما با کیــد خفــی شیطان خودتــان، شما را فریب ندهد.
هــمّ و غــمّ  شما به چه مصروف است؟ ناراحتی تـان از چیست؟ غصه هاتــان از چیست؟
اگر دیدید معــاد است، آخرت است، در راه صلاح و اصــلاح هستید.
اما آن چیزی که برای آن شب و روز سعی می کنید، بود و نبود آن شمــا را ناراحت می کند، غیر خــدا،
غیر آخـــرت است ولو برای آخـرت قدمهـایی بر می دارید، حتمـا راه صلاح نیست، شما در راه نجات نیستید.
اگر یک وقتــی به راه افتادید، واضـح و روشــن شد همّ و غمّ شمــا آن ســو است،
حاکــم بر وجود شما چــیز دیگر است،
گذشتــه شما، شما را محــزون کرده که چــه کرده اید و جبـــران می کنید،
وقتی اینطــور بود بدانید راه امیــدی هست؛
اینجور آدمها به دنیــا هـم می پردازند، شبیـه کسـی است که به کــاری در حاشیــه می پردازد.
درسوره مبارکه « ص » آیه ۲۶ از حضرت داود علیه السلام ذکــری می فرماید؛
می فرماید: بنده اَوّاب مــن بود، ای داود تــو را در زمین خلیفــه قرار دادیم، بین مــردم با حــق حکم کــن؛
از هــوی تبعیّـت نکــن که تـو را از راه حــق منحــرف می کند.

 

به اندازه ای که انســان از هـوی تبعیـت کرد اگر چه کـم، از راه گمـراه شده است،
هر چـه بیشتر باشد به همـان اندازه از راه حـق منحرف شده است.
ایـن خیلی تکـان دهنده است اگر انســان دقت بکند و اگر تشریح بشود، تفسیر بشود، بیشتر می فهمد؛
اگر مـا به خودمان تطبیـق بکنیم که چقـدر تبعیت از هوی است،
می شود سخت نگران نباشد؟ پیر نشود؟ می شود خوش باشد؟!
دنبالش می فرماید: حقیقت ایـن است آنها که از راه خـدا گمراه می شوند،
برای آنها عـذاب شدید است چون یوم حســاب را فراموش کرده اند.
آن حرفهای عوام را بیــاد بیاورید و این آیـه را نیـز دقت کنید؛ عوام آن است که قــرآن را خوب نمی فهمد.
آیا می شود این آیـه را طور دیگری معنی کرد؟
آیـا می شود گفت، آنها که از راه خــدا منحرف شدند، خدا ارحم الراحمین است؟
شنیده اید کرکس، بانگ مرغان را در می آورد تا مرغها را جمع کند؛ این را مولوی می گوید:
معرفتهـــای تــو  چــون   بانگ  سفیــــر                      بانـگ  مرغــان  است  اما  مــرغ گیــر
صـد  هزاران   مـرغ   آن  ره  زده   است                     مـرغ  غَـــــرّه کــاشنایی آمــده  است
در هـــوا چــون   بشنود   بانـگ  سفیـــر                     از هـــوا  آیــد  شــود اینجــــا اسیــــــر

 

در اصول کافــی باب فضـــل قرآن، امام باقــر علیه السلام از حضرت رسـول اکـرم صلی الله علیه و آله و سلّم،
روایتی را نقــل می فرمایند: إنـی لَاَعجبُ کیـفَ لا اَشیبُ اذا قَـرأتُ القران؛
برای من تعجــب آور است که چگونه می شود مـن پیــر نشوم  وقتی قـــرآن می خوانم.
و در روایت دیگر هست که سوره هــود و واقعــه … مرا پیر کرد.
انسان اگر در حدّ خودش قرآن را بفهمد فریـــادش بلنــد می شود،
اگر خودش را با آن تطبیق بکند کمــا اینکه اهلــش ایــن چنیـن هستند

دستورالعمل علامه طباطبایی به یک جوان
نامه ی جوان:
ب
سم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک نخبه الفلاسفه آیه الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
کوتاه سخن آنکه جوانی هستم ۲۲ ساله،
…چنین تشخیص می دهم که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید.
در محیط و شرایطی که زندگی می کنم هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا  اسیر خود ساخته‌اند و سبب آن شده‌اند که مرا از حرکت به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و می‌دارند.
درخواستی که از شما دارم برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟
یادآور می شوم نصیحت نمی خواهم و الا دیگران ادعای ناصحیت فراوان دارند.
دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم.
… شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم. لذا تقاضا دارم پدرانه … مرا کمک کنید.
در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید
و مرا نیز به حال خود وا گذارید. متشکرم.
امضا    ۲۳/۱۰/۱۳۵۵

جواب حضرت استاد:
بسم الله  الرحمن الرحیم
السلام علیکم
برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در پشت ورقه مرقوم داشته اید لازم است همتی برآورده،
توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.
به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که
در هر عملی که پیش آید رضای خدا – عز اسمه – را مراعات خواهم کرد.
آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت،
به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد.!!!
همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد و وقت خواب، چهار پنج دقیقه ای در کارهایی که روز انجام داده اید  فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.
هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید. و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید.
این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در بادی حال (ابتدای کار)
سخت و در ذائقه نفس تلخ می باشد ولی کلید نجات و رستگاری است.
و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات یعنی سوره حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید
و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید.
و پس از بیست روز از حال اشتغال، حالات خود را برای بنده در نامه بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود.
والسلام علیکم.
محمد حسین طباطبایی

ادامه مطلب »

سخن خالق با ما

کلام خالق؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

ای فرزند آدم، من بی نیازی هستم که
هرگز فقیر نمی شوم، 

در انچه تو را امر کرده ام اطاعتم کن 

تا تو را طوری بی نیاز کنم ،که هیچ گاه فقیر نشوی؛! 

من زنده ای هستم که هرگز نمی میرم ؛

مرا در آنچه به تو امر کرده ام اطاعت کن؛

تا تو را زندگی ای بدهم که هرگزنمیری؛!

من [اگر ارده کنم که چیزی به وجود آید ] به هر چه بگویم

 ایجاد شو، فوراً ایجاد می شود؛

 مرا در اوامر اطاعت کن تا تو را چنین کنم

 که به هر چه [که اراده کردی که به وجود بیاید ]

 بگویی ایجاد شو فوراً ایجاد گردد.

و می فرماید:

بر توشه راهت بیفزای؛

همانا که راه طولانی است، طولانی!

کشتی زندگی را از نو بساز؛

همانا دریا عمیق است، عمیق!

از آرزوها بکاه؛  همانا گذرگاه
بسی تاریک است، تاریک!

عملت را خالص کن؛  همانا نظاره گر بیناست، بینا!

خوابت را برای مرقد قبر به تاخیر انداز!

و فخر فروشیت را برای هنگام میزان!

و شهوتت را به هنگام استقرار در بهشت!

و استراحتت را برای ایّام آخرت!

و لذتت را برای هنگام وصول به حورالعین!

برای من باش تا برای تو باشم!!!

با خوار داشتن دنیا به سوی من تقرّب بجوی!

و با دوستی نیکان و بغض گنهکاران؛

ازآتش دوزخ فاصله بگیر!!!!

 بدرستیکه خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نمی کند!

ادامه مطلب »

مناجات نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

 مولای من، ای خالق مهربانم؛

این چه حالی است که دارم ؟

 هر روز که از عمر کوتاهم می‌گذرد! بجای نزدیک شدن به تو، دورتر شده و بیش از پیش،

شور و نشاط کودکی و نوجوانی را از دست می‌دهم.

این چه دلی است که دارم ؟

مشغول دوستیهای کودکانه و ابلهانه ی دنیا شده،

گاه اسیر جمالی پیرشدنی‌است!                         

گاه اسیرشکم‌حریص! گاه اسیر شهوات ذلیل کننده و فانی!

گاه افسرده و مرده! گاه در مستی تکبر و غرور و لذات زود گذر!

گاه نگران آینده ی ناپیدا!

گاه در رنج حسادت و بی‌هویّتی و بدبختی!

این چه بندگی و عبادتی است که دارم ؟

جز زحمت و رنج چیزی از آن درک نمی‌کنم !!

و درحال عبادت هم دلم دردنیا می‌چرد!!                              

 و بیشتر به آب و دانه ی دنیای فانی خود علاقه دارم

تا به آخرت ابدی و منـاجـات بـا تـو!! 

راستی با این وضع و حال،

با این تکرارهای یکنواخت و خسته کننده ی زندگی،

با این عقب گردها، عاقبت من چه خواهد شد؟

آیا با ادعا و بازی، باگوش ندادن به فریادهای راهنما

در این فرصت‌کم، به قلّه ی سعادت رسیده

یا به دره ی هولناک‌ گناهان سقوط‌ خواهم‌ کرد؟

مگر چند لحظه فرصت دارم ؟

بعد از کم کردن دوران جهل کودکی، دوران شکستگی

و ناتوانی پیری و ساعات خواب و رفت و آمدها،

مگر چند سال، عمر مفید،

برای تفکر و بیداری و پروازم باقی می‌ماند؟!!

نوجوانان و جوانان صد سال پیش، کجا رفتند؟!! و در چه حالند؟!! 

و مـن صد سـال دیگر کجا و در چه حــــالم‏؟!!!

 یا الله ! ! !

دیگر از خود خسته و ناامید شدهام! ولی از تو هرگز !!

چون می‌دانم تمام مخلوقات را از روی حکمت و محبت آفریدی

و رحمت و هدایت تو دائم  بر همه چیز هست!

و فرموده ای:ای فرزند آدم؛ همه چیز را برای تو

و تو را برای خودم آفریدم.!!

یا عالم و یا قادر و یا مالک!!

دنیا را محل امتحان و گذرگاهم قرار داده

و برای هدایتم رسولان و کتابها فرستادی

و از مکرهای نفس و شیاطین و جهنم برحذر داشتی!

ولی باز بی حیائی و گناه کردم!!

الهی و ربّی !!

این را فهمیده‏ ام که در این سرا،

هرچه به خواسته ی دل عمل کنم،

هیچ آرام و سیرائی ندارد!                                             

بلکه نگران و وحشی‏ تر می‌شود. !!!

چون زرق و برق دنیا! نه تمام شدنی است و نه جز به اندکی، دست یافتنی! و نه آرام کننده ی دل!

یا ارحم الراحمین !!! ای منبع زیبائی و مهر!!

وقتی نگاهم به این کلام نورانیت افتاد که فرموده ‏ای:

ألا بِذِکْرِالله تَطْمَئِنُّ القُلُوب

آگاه باشید با یاد خدا دلها به آرامش می‌رسد.

قلبم را سرور و آرامش فراگرفت و فهمیدم که مایه ی نجات و آرامش و لذت ابدی و گم کرده ی دلم توئی!!

پس ای که آفریدگانت را دوست داری و نعمت می دهی

و می آمرزی؛ مرا هم دریاب!!

بَــه !!

که دوستانت درفضای نورانی و عطرآگین بندگی و تقوی و خلوص،

چه لذتهای پی در پی، نو و ابدی می‌برند.!!!

آری!

به فرموده ی خودت در قرآن کریم:  هرکس منیّت و نفس خود را

در راه تو کُشت، کنار سفره ی ابدی تو مهمان خواهد بود.

و لا تَحْسَبَنَّ الّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ الله أَمْواتاُ

بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهم یُرْزَقُون 169 ال عمران

یا حافظ و یا قادر !

همه ی تحول ها و نیروها از توست،

و من جز اختیار راه بهشت یا جهنم! اختیار دیگری نداشته!

و هیچ راه نجاتی از مکرهای دنیا ندارم مگر آنکه تو مرا حفظ کنی!

پــس به حقیقت و مقام خودت و دوستانت،

بی‏ نهایت درود بر محمد و ال محــمد فرســت!

و در ظـهور سَـرور و مـولایم،

امـام زمــــان (علیه السلام) تعجیل 

و محبّت دنیا را از دلم بیرون و محبّت خودت را جایگزین بفرما

تا لیاقت پیدا کنم به جمع یاوران حضرتش راه یابم. !!

آمین یا رب العالمین

قطره و دریا

 

الهی ! ؛ ؛

رؤوف و مهربانی ؛ ؛ ؛ ؛ ؛ ؛

بر سرم سایه ی ولایت می گسترانی ؛ ؛ ؛

بر سفره ی عترت می نشانی ؛ ؛ ؛ ؛

و طعم محبت اهل بیت می چشانی ؛ ؛

خدایا! ؛ ؛

بی مثل و مانندی و به چیزی نمی مانی ؛ ؛ ؛

آگاه از پیدا و پنهانی ؛ ؛

پذیرای دلهای پشیمان و پناه خاطرهای پریشانی ؛ ؛ ؛ ؛

مهربانا !     

چه بگویم ؟ که تو خود میدانی ؟؛ ؛ ؛ چه بخواهم ؟

که تو صاحب فضل و احسانی ؛ ؛ ؛ ؛

ببخشای، که مستحق آنم ؛ ؛ ؛،

کرم کن، که سزاوار آنی ؛ ؛ ؛

فرمودی بیا، آمده ام ؛ ؛ ؛ ؛

گفتی بخوانمت، خوانده‎ام؛ ؛ ؛‌ ؛‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ؛‌

از همه جا بریده و به درگاهت پناهنده ام ؛ ؛ ؛ ؛

مهمان تو هستم، امّاشرمنده ؛ ؛ ؛ ؛

بنده توام، لیک سرافکنده ؛ ؛ ؛ ؛

معبودا !       

من هر جایی را یکجایی کن ؛ ؛ِ

از «خود»م برهان و«خدایی»کن ؛ ؛

سنگم کن و خاکم کن ؛ ؛ ؛ ؛ امّا ببخشای و پاکم کن ؛ ؛ ؛

اگر نیامرزی کجا روم ؟؛ ؛ ؛ اگر نپذیری، دست نیاز، کجا برم ؟؛ ؛

مستحقّ رحمتم و نیازمند مغفرتم ؛ ؛ ؛ ؛

جز تو،که را خوانم؟ ؛ ؛ ؛ ؛

بی لطف تو، چیزی ندانم و نتوانم ؛ ؛ ؛ ؛

الهی ! ؛ ؛ ؛

خوابم؛ بیدارم کن ؛ ؛ ؛ ؛غافلم ؛ هشیارم کن ؛ ؛ ؛ ؛

جامه تقوا؛ بر اندام جانم بپوشان ؛ ؛ ؛ ؛

جرعه‏ ای از عشق، به کامم بنوشان ؛ ؛ ؛ ؛

راهم ده، که پناهنده درگاهم ؛ ؛ ؛

پرورده ی دامن اشک و آهم ؛ ؛ ؛ ؛

حجه الاسلام جواد محدثی

ادامه مطلب »

شاه کلید موفقیت

و من یتق الله یجعل له مخرجا
و یرزقه من حیث لایحتسب
و من یتوکل علی الله فهو حسبه
سوره طلاق-۲و۳
و هرکس امر خدا را رعایت کند خداوند راه گریز
از مشکلات و تنگناها را نشانش می دهد.
و از جایی که گمان نمی برد او را روزی می دهد.
و هرکس بر خدا توکل کند او برای تمام امورش کفایت می کند.

آری تمامی مشکلات ما که فکر می کنیم
ناشی از بدبختی ما است؛
دو دسته اند:
یا بخاطر عملکرد بد خود ما است
و یا برای امتحان و بالا رفتن درجات ما
که در هر دو صورت اگر جهان بینی الهی داشته باشیم
مشکلات دسته ی اول حل و باعث آمرزش ما می شود
و مشکلات دسته ی دوم هم اصلا مشکل به نظر نمی رسد
که بخواهیم غصه ی آن را داشته باشیم
بلکه در وادی محبت او چون باور کرده ایم
دنیا محل امتحان و گذر است؛
همچون چهارده معصوم و اولیای او صبر کرده
و اجر و مقام می گیریم.
مانند زینب کبری سلام الله علیها
که بعد از دیدن آنهمه بلا در مقابل دشمن فرمود:
جز زیبایی چیزی ندیدم!!!

ادامه مطلب »

جملات حکیمانه حضرت علامه حسن زاده

آنکه را آه و سوز و گداز که روح و ریحان و جنّت اهل دل است؛
راز و نیاز که قره ی عین عارف است نباشد؛
پس نشاط و شادی او در چیست ؟
آنکه خود را دوست دارد؛
دیگر آفریده ها را دوست دارد که همه برای او در کارند.
آنکه برای خدا یک اربعین کشیک نفس کشد
چشمه های دانش از دلش بر زبانش آشکار گردد.
(من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه)
آنکه از صحیفه ی نفس خود آگاهی ندارد؛
از کدام کتاب و رساله طرفی می بندد؟
آنکه گوهر ذات خود تباه کرده است چه بهره‏ ای از زندگی برده است؟
آنکه خود را فراموش کرده است از یاد چه چیز خرسند است؟
آنکه می پندارد کاری برتر از خودشناسی و خداشناسی است، چیست؟
آنکه تن آراست و روان آلاست به چه ارج و بهاست؟
آنکه معاش مادی را وسیله ی (رسیدن به) مقامات معنوی نگیرد سخت در خطاست!!!
آنکه چند روزی کشیک نفس خود بکشد و صادرات و واردات آن را مواظب باشد؛
به درد خود می رسد و چاره ی درمانش می کند.
آنکه با یاد خدا همدم نیست؛ آدم نیست ! ! ! !
ادامه مطلب »

اشعار

 


راز جاودانگی

فُرصـتَت بی حد گرانتر زطلا

چون سعادت یابی ازآن دوسرا

 

گر بدانی که، که هستی و چرا؟

از کجائی عاقبت سوی کجا؟

 

زندگی را چه هدف باشد مرا؟

بر رضای خالقم؟  یا بر هوا؟

 

هربدی و جنگ و دوزخ شد بپا

زین جهالت، وز هَوَس هست و هوا

 

آشنائی با حسین و ال او؟

یا که گشتی همره شیطان جدا؟

 

عمر ما چون باد و خواب است و فنا

آنچه ماند نامه ی اعمال ما

 

تیز بین، پیر و جوان، یک یک بَرَند

لحظهای دیگر بَرندت سو جزا

 

پس بدان، نا شکر و بدتر زسگا

در نمازت، باخدائی، یاکجا؟

 

خوبی دنیا، چو زندان جَنین

لذت بی انتها، نزد خدا

 

آدم عاقل کند، جلب رضا

درچه حالی؟ سوی آتش یا خدا؟

 

از تکبر پا مزن روی زمین

گر رود، روزی قدم، برخاک ما

 

عالَم زیبا ، همه رو به فنا

هان! که باقی، قلب پاکست و خدا

 

خالق و مالک هَمو، پس حمد اَزو

خالصانه رو، بسویش، با ولا

 

من فقیر و بی کَس وگردم فنا

گر نباشم در بسیجت مهدیا(عجل الله تعالی فرجک الشریف) 

                                                                             ادامه مطلب »

تغیر زبان
    Translate to: